خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عاشقانههای کلاسیک فارسی است که در آن شاعر از جدایی و بیوفایی یار خود شکایت میکند. او توصیف میکند که چگونه معشوقش او را رها کرده و به سوی دیگری رفته است. شاعر از درد فراق و ستم عشق مینالد و در نهایت به سازگاری با این شرایط دعوت میشود.
محتوا شامل مضامین عاشقانهی عمیق و احساساتی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ستم عشق و جدایی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
غزل ۱۳۰ - یارم طریق سرکشی از سر گرفت و رفت
یارم طریق سرکشی از سر گرفت و رفت
یکباره دل ز بی دل خود بر گرفت و رفت ۱
رو دروبال کرد مرا اختر مراد
کان مه پی رقیب بد اختر گرفت و رفت ۲
غلطان به خاک بر سر راهش مرا چو دید
دامن کشان ز من ره دیگر گرفت و رفت ۳
گفتم عنان بگیر دلم را که میرود
آن بیوفا عنان تکاور گرفت و رفت ۴
یک نکته گفتمش که ز من بشنو و برو
صد نکته بیش بر من ابتر گرفت و رفت ۵
دل هم که خوی با ستم عشق کرده بود
دنبال آن نگار ستمگر گرفت و رفت ۶
ای محتشم بسوز فراق این زمان بساز
کان افتاب سایه ز ما برگرفت و رفت ۷
یکباره دل ز بی دل خود بر گرفت و رفت ۱
رو دروبال کرد مرا اختر مراد
کان مه پی رقیب بد اختر گرفت و رفت ۲
غلطان به خاک بر سر راهش مرا چو دید
دامن کشان ز من ره دیگر گرفت و رفت ۳
گفتم عنان بگیر دلم را که میرود
آن بیوفا عنان تکاور گرفت و رفت ۴
یک نکته گفتمش که ز من بشنو و برو
صد نکته بیش بر من ابتر گرفت و رفت ۵
دل هم که خوی با ستم عشق کرده بود
دنبال آن نگار ستمگر گرفت و رفت ۶
ای محتشم بسوز فراق این زمان بساز
کان افتاب سایه ز ما برگرفت و رفت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۹ - بود شهری و مهی آن نیز محمل بست و رفت
گوهر بعدی:غزل ۱۳۱ - شهریار من مرا پابست هجران کرد و رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.