خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد فراق و عشق بیپایان شاعر به معشوق است. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند مگس، سلسلهی زلف، تیر و سنج، گل داغ، و اشک، عمق عشق و فراق خود را به تصویر میکشد. او از معشوق میپرسد که چه کسی است که اینهمه شور و شوق و درد را در او ایجاد کرده است.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه، استفاده از استعارهها و کنایههای پیچیده، و احساسات شدید بیانشده در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل ۱۰۶ - رفته مهر از شکرت در شکرستان تو کیست
رفته مهر از شکرت در شکرستان تو کیست
ما زدوریم مگس ران مگس خوان تو کیست ۱
من ز سودای تو دیوانهٔ صحرا گردم
بندی سلسلهٔ زلف پریشان تو کیست ۲
نغمهٔ سنج تیرت منم از یک سر تیر
سینه آماج کن ناوک پران تو کیست ۳
من خود از زخم غمت میشکفانم گل داغ
به سر شک آبده خنجر مژگان تو کیست ۴
دامن آلاست ز اشک من مجنون درو دشت
اشک پالای خود از گوشهٔ دامان تو کیست ۵
محتشم را نده بزمت شده از نادانی
همدم انجمن آرای سخندان تو کیست ۶
ما زدوریم مگس ران مگس خوان تو کیست ۱
من ز سودای تو دیوانهٔ صحرا گردم
بندی سلسلهٔ زلف پریشان تو کیست ۲
نغمهٔ سنج تیرت منم از یک سر تیر
سینه آماج کن ناوک پران تو کیست ۳
من خود از زخم غمت میشکفانم گل داغ
به سر شک آبده خنجر مژگان تو کیست ۴
دامن آلاست ز اشک من مجنون درو دشت
اشک پالای خود از گوشهٔ دامان تو کیست ۵
محتشم را نده بزمت شده از نادانی
همدم انجمن آرای سخندان تو کیست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۵ - گر بدانی که گرفتار کمندت دل کیست
گوهر بعدی:غزل ۱۰۷ - شب یلدای غمم را سحری پیدا نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.