خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از معشوق خود با توصیفات زیبا و استعارههای پراحساس یاد میکند. او از دلباختگی خود، جمال معشوق و تأثیر عمیق او بر زندگی خود سخن میگوید. همچنین، شاعر به قدرت و نفوذ معشوق در جهان اشاره میکند و از تسلیم خود در برابر او مینالد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی پیچیده، فهم آن را برای گروههای سنی پایینتر چالشبرانگیز میکند.
غزل ۹۳ - گل چهرهای که مرغ دلم صید دام اوست
گل چهرهای که مرغ دلم صید دام اوست
زلفش بنفشهایست که سنبل غلام اوست ۱
همسایهام شده مه نو آن که ماه نو
فرسوده خشتی از لب دیوار و بام اوست ۲
صیت سبک عیاری من در جهان فکند
سنگین دلی که سکهٔ تمکین به نام اوست ۳
در مرده جنبش آید اگر خیزد از زمین
آن فتنه زمان که قیامت قیام اوست ۴
هرچند نیست کار دل من به کام من
من خوش دلم به اینکه دل من به کام اوست ۵
برتافته است مدعیم دست اختیار
از بس که بازویش قوی از اهتمام اوست ۶
محروم نیست از شکرستان او کسی
جز محتشم که طوطی شیرین کلام اوست ۷
زلفش بنفشهایست که سنبل غلام اوست ۱
همسایهام شده مه نو آن که ماه نو
فرسوده خشتی از لب دیوار و بام اوست ۲
صیت سبک عیاری من در جهان فکند
سنگین دلی که سکهٔ تمکین به نام اوست ۳
در مرده جنبش آید اگر خیزد از زمین
آن فتنه زمان که قیامت قیام اوست ۴
هرچند نیست کار دل من به کام من
من خوش دلم به اینکه دل من به کام اوست ۵
برتافته است مدعیم دست اختیار
از بس که بازویش قوی از اهتمام اوست ۶
محروم نیست از شکرستان او کسی
جز محتشم که طوطی شیرین کلام اوست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۲ - حکمی که همچو آب روان در دیار اوست
گوهر بعدی:غزل ۹۴ - حسن که تابان ز سراپای توست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.