خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این شعر، شاعر از درد عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از رقیب به عنوان کسی یاد میکند که با وجود دشمنی، گاهی مفید واقع میشود و حتی در برخی موارد به او کمک میکند. شاعر از عشق و هجران یار خود مینالد و از ناچاری و درماندگی خود در این راه سخن میگوید. همچنین، او از ترس خود از افسردگی و کمآزاری در بازار عشق میگوید.
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و رنجهای عشق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیده شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۵۱ - وصلم نصیب شد ز مددکاری رقیب
وصلم نصیب شد ز مددکاری رقیب
یاران مفید بود بسی یاری رقیب ۱
در شاه راه عشق کشیدم ز پای دل
صد خار غم به قوت غمخواری رقیب ۲
بیزاریش چو داد ز یارم برات وصل
من نیز میدرم خط بیزاری رقیب ۳
از جام هجر یار چوسرها شود گران
ما هم کنیم فکر سبکساری رقیب ۴
در دوست دشمنی من درمانده ماندهام
بیچاره از محبت ناچاری رقیب ۵
ما را بسی مقرب دلدار کرده است
دوراست این عمل ز علمداری رقیب ۶
ترسم که عاقبت شود افسرده محتشم
بازار عشق ما ز کم آزاری رقیب ۷
یاران مفید بود بسی یاری رقیب ۱
در شاه راه عشق کشیدم ز پای دل
صد خار غم به قوت غمخواری رقیب ۲
بیزاریش چو داد ز یارم برات وصل
من نیز میدرم خط بیزاری رقیب ۳
از جام هجر یار چوسرها شود گران
ما هم کنیم فکر سبکساری رقیب ۴
در دوست دشمنی من درمانده ماندهام
بیچاره از محبت ناچاری رقیب ۵
ما را بسی مقرب دلدار کرده است
دوراست این عمل ز علمداری رقیب ۶
ترسم که عاقبت شود افسرده محتشم
بازار عشق ما ز کم آزاری رقیب ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰ - بزم پر فتنه از آن طرز نگاهست امشب
گوهر بعدی:غزل ۵۲ - یگانهای در دل میزند به دست ارادت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.