خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و معنوی بیانگر حالت سجده و عبادت شاعر در برابر معشوق الهی است. شاعر از ضعف عمل خود و نیاز به رحمت الهی سخن میگوید و به وحدت وجود و بازگشت به اصل خویش اشاره میکند. همچنین، از عشق و تعلق دل به خداوند و درخواست شفاعت و رحمت الهی صحبت میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد.
غزل ۳۷ - فرمود مرا سجدهٔ خویش آن بت رعنا
فرمود مرا سجدهٔ خویش آن بت رعنا
در سجده فتادم که سمعنا واطعنا ۱
ما دخل به خود در میدیدار نگردیم
ما حل له شارعنا فیه شرعنا ۲
بودیم ز ذرات به خورشید رخش نی
الفرع رئینا والی الاصل رجعنا ۳
روزی که دل از عین تعلق به تو بستیم
من غیرک یاقرة عینی و قطعنا ۴
در زاریم از ضعف عمل پیش تو صد ره
ضعف الفرغ الاکبر و یارب فزعنا ۵
در دار شفایت مرضی دفع نکردیم
لکن کسل الروح من الروح و قعنا ۶
گر محتشم از غم علم عین نگون کرد
انا علم البهجة بالهم رفعنا ۷
در سجده فتادم که سمعنا واطعنا ۱
ما دخل به خود در میدیدار نگردیم
ما حل له شارعنا فیه شرعنا ۲
بودیم ز ذرات به خورشید رخش نی
الفرع رئینا والی الاصل رجعنا ۳
روزی که دل از عین تعلق به تو بستیم
من غیرک یاقرة عینی و قطعنا ۴
در زاریم از ضعف عمل پیش تو صد ره
ضعف الفرغ الاکبر و یارب فزعنا ۵
در دار شفایت مرضی دفع نکردیم
لکن کسل الروح من الروح و قعنا ۶
گر محتشم از غم علم عین نگون کرد
انا علم البهجة بالهم رفعنا ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶ - سروی از یزد گذر کرد به کاشانهٔ ما
گوهر بعدی:غزل ۳۸ - ای گوهر نام تو تاج سر دیوانها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.