خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر بیان میکند که چگونه عشق او را از آرامش و آسایش دور کرده و به اضطراب و انتظار کشانده است. او از نگاه معشوق گرمی و شوق میگیرد، اما در انتظار نگاه بعدی ذوب میشود. عشق او را از بهشت فراغت به دوزخ عشق کشانده و هیچ کس درد او را درک نمیکند.
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و رنجهای عاطفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهٔ ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۹ - چو دی ز عشق من آگه شد و شناخت مرا
چو دی ز عشق من آگه شد و شناخت مرا
به اولین نگه از شرم آب ساخت مرا ۱
به یک نگاه مرا گرم شوق ساخت ولی
در انتظار نگاه دگر گداخت مرا ۲
به چنگ بیم رگ جانم آشکار سپرد
ولی چنان که نفهمید کس نواخت مرا ۳
ز عافیت شده بودم تمام نقد حضور
به حیله برد دل عشقباز و باخت مرا ۴
سواد اعظم اقلیم عافیت بودم
خراب ساخت سواری به نیم تاخت مرا ۵
من از بهشت فراغت شدم به دوزخ عشق
که هرگز از خنکی آن هوا نساخت مرا ۶
به دردمندی من کیست محتشم که الم
به اهل درد نه پرداخت تا شناخت مرا ۷
به اولین نگه از شرم آب ساخت مرا ۱
به یک نگاه مرا گرم شوق ساخت ولی
در انتظار نگاه دگر گداخت مرا ۲
به چنگ بیم رگ جانم آشکار سپرد
ولی چنان که نفهمید کس نواخت مرا ۳
ز عافیت شده بودم تمام نقد حضور
به حیله برد دل عشقباز و باخت مرا ۴
سواد اعظم اقلیم عافیت بودم
خراب ساخت سواری به نیم تاخت مرا ۵
من از بهشت فراغت شدم به دوزخ عشق
که هرگز از خنکی آن هوا نساخت مرا ۶
به دردمندی من کیست محتشم که الم
به اهل درد نه پرداخت تا شناخت مرا ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸ - گر بهم میزدم امشب مژهٔ پر نم را
گوهر بعدی:غزل ۲۰ - شوق درون به سوی دری میکشد مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.