خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و عاشقانه، با زبانی شاعرانه به توصیف زیبایی و عشق الهی میپردازد. شاعر از حسن و عشق الهی سخن میگوید و آرزو میکند که این عشق و زیبایی تا ابد پابرجا بماند. او از تواضع عاشق در برابر معشوق، قدرت و جلال الهی، و محافظت از گنجینههای الهی سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و زبانی پیچیده است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار میباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق الهی و تواضع نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۳ - الهی تا ز حسن و عشق در عالم نشان باشد
الهی تا ز حسن و عشق در عالم نشان باشد
به کام عشق بازان شاه حسنت کامران باشد ۱
الهی خلعت حسنت که جیبش ظاهر است اکنون
ظهور دامنش تا دامن آخر زمان باشد ۲
الهی تا ز باغ حسن خیزد نخل استغنا
تذر و عصمتت را برترین شاخ آشیان باشد ۳
الهی تا هوس باشد کنار و بوس طالب را
شه حسن تو را تیغ تغافل در میان باشد ۴
الهی عاشق از معشوق تا باشد تواضع جو
دو ابروی تو را تیر تکبر در کمان باشد ۵
الهی تا طلب خواهنده باشد ابروی پرچین
چو ماری گنج یاقوت لبت را پاسبان باشد ۶
الهی محتشم چشم خیانت گر کند سویت
به پیش ناوک خشم تو چشم او نشان باشد ۷
به کام عشق بازان شاه حسنت کامران باشد ۱
الهی خلعت حسنت که جیبش ظاهر است اکنون
ظهور دامنش تا دامن آخر زمان باشد ۲
الهی تا ز باغ حسن خیزد نخل استغنا
تذر و عصمتت را برترین شاخ آشیان باشد ۳
الهی تا هوس باشد کنار و بوس طالب را
شه حسن تو را تیغ تغافل در میان باشد ۴
الهی عاشق از معشوق تا باشد تواضع جو
دو ابروی تو را تیر تکبر در کمان باشد ۵
الهی تا طلب خواهنده باشد ابروی پرچین
چو ماری گنج یاقوت لبت را پاسبان باشد ۶
الهی محتشم چشم خیانت گر کند سویت
به پیش ناوک خشم تو چشم او نشان باشد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲ - بخت چون بر نقد دولت سکهٔ اقبال زد
گوهر بعدی:شماره ۱۴ - مهی برفت ازین شهر و شور شهر دگر شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.