خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او خود را هم قربانی و هم جلاد میداند و از عشق میخواهد تا با خنجر سینهاش را بشکافد تا ببیند عشق چه بر سر جانش آورده است.
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و استعارههای سنگین مانند خودکشی نمادین (درخواست خنجر برای شکافتن سینه) است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامناسب یا نامفهوم باشد. درک این مفاهیم نیاز به بلوغ عاطفی و فکری دارد.
دوبیتی ۲۲۹ - ندونم لوت و عریانم که کرده
ندونم لوت و عریانم که کرده
خودم جلاد و بیجونم که کرده ۱
بده خنجر که تا سینه کنم چاک
ببینم عشق بر جونم چه کرده ۲
خودم جلاد و بیجونم که کرده ۱
بده خنجر که تا سینه کنم چاک
ببینم عشق بر جونم چه کرده ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:دوبیتی ۲۲۸ - دلم از دست خوبان گیج و ویجه
گوهر بعدی:دوبیتی ۲۳۰ - سرم چون گوی در میدان بگرده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.