این شعر عاشقانه از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، بیانگر عشق و علاقهی شاعر به معشوق است. شاعر در این شعر از زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر روح و جان خود سخن میگوید و با استفاده از استعارهها و تشبیهات زیبا، احساسات خود را بیان میکند. او همچنین به نقد مدعیانی میپردازد که عشق را منع میکنند و معتقد است که جمال معشوق حجتی قوی برای عشق است.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی ادبی دارد تا بتوان به درستی آنها را درک کرد.
غزل ۲۳ - خیال روی تو در هر طریق همره ماست
نسیمِ مویِ تو، پیوندِ جانِ آگهِ ماست ۱
به رَغمِ مدّعیانی که منعِ عشق کنند
جمالِ چهرهٔ تو، حجّتِ موجّهِ ماست ۲
ببین که سیبِ زنخدانِ تو چه میگوید
هزار یوسفِ مصری، فتاده در چَهِ ماست ۳
اگر به زلفِ درازِ تو، دستِ ما نرسد
گناهِ بختِ پریشان و دستِ کوتهِ ماست ۴
به حاجبِ درِ خلوتسرایِ خاص بگو
فُلان ز گوشهنشینانِ خاکِ درگهِ ماست ۵
به صورت از نظر ما اگر چه محجوب است
همیشه در نظرِ خاطرِ مرفّهِ ماست ۶
اگر به سالی حافظ دری زَنَد، بگشای
که سالهاست که مشتاقِ رویِ چون مهِ ماست ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.