خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن بیانگر احساسات عمیق و عرفانی شاعر است که از عشق، درد دل، و جستجوی معنویت سخن میگوید. شاعر از ناآرامی درون، عشق به معشوق، و جستجوی آرامش در شراب و موسیقی صحبت میکند. او از دنیا و آخرت بیتفاوت است و تنها به عشق و معنویت توجه دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی اشارات به شراب و عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۲۲ - چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
چو بشنوی سخنِ اهلِ دل، مگو که خطاست
سخنشناس نهای، جان من! خطا این جاست ۱
سرم به دنیی و عقبی فرو نمیآید
تبارک الله ازین فتنهها که در سرِ ماست ۲
در اندرونِ منِ خستهدل ندانم کیست!
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست ۳
دلم ز پرده برون شد، کجایی ای مطرب؟
بنال، هان که از این پرده، کارِ ما به نواست ۴
مرا به کارِ جهان هرگز التفات نبود
رخِ تو در نظرِ من چنین خوشش آراست ۵
نخفتهام ز خیالی که میپزد دلِ من
خمارِ صد شبه دارم شرابخانه کجاست؟ ۶
چنین که صومعه آلوده شد ز خونِ دلم
گَرَم به باده بشویید، حق به دستِ شماست ۷
از آن به دیرِ مغانم عزیز میدارند
که آتشی که نمیرد، همیشه در دلِ ماست ۸
چه ساز بود که در پرده میزد آن مطرب
که رفت عمر و هنوزم دماغ پُر ز هواست ۹
ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند
فضایِ سینهٔ حافظ هنوز پر ز صداست ۱۰
سخنشناس نهای، جان من! خطا این جاست ۱
سرم به دنیی و عقبی فرو نمیآید
تبارک الله ازین فتنهها که در سرِ ماست ۲
در اندرونِ منِ خستهدل ندانم کیست!
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست ۳
دلم ز پرده برون شد، کجایی ای مطرب؟
بنال، هان که از این پرده، کارِ ما به نواست ۴
مرا به کارِ جهان هرگز التفات نبود
رخِ تو در نظرِ من چنین خوشش آراست ۵
نخفتهام ز خیالی که میپزد دلِ من
خمارِ صد شبه دارم شرابخانه کجاست؟ ۶
چنین که صومعه آلوده شد ز خونِ دلم
گَرَم به باده بشویید، حق به دستِ شماست ۷
از آن به دیرِ مغانم عزیز میدارند
که آتشی که نمیرد، همیشه در دلِ ماست ۸
چه ساز بود که در پرده میزد آن مطرب
که رفت عمر و هنوزم دماغ پُر ز هواست ۹
ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند
فضایِ سینهٔ حافظ هنوز پر ز صداست ۱۰
این گوهر را بشنوید
خوانش
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱ - دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست
گوهر بعدی:غزل ۲۳ - خیال روی تو در هر طریق همره ماست
نظرها و حاشیه ها
۱
سلام و صد درود به حافظ
ای کاش شعر حافظ هر لحظه ورد زبانم شود
تا که عشق از پرده برون آید و بر قلبم شود