خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از بیخبری از حال خود و سرگردانی در سفر و حضر مینالد و از بیمروتی معشوق شکایت میکند و اظهار میدارد که عمری را در آوارگی و بیقراری سپری کرده است.
متن حاوی مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آنها به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات ادبی و سبک شعاری ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
دوبیتی ۱۶۸ - ز حال خویشتن مو بیخبر بیم
ز حال خویشتن مو بیخبر بیم
ندونم در سفر یا در حضر بیم ۱
فغان از دست تو ای بیمروت
همین دونم که عمری در به در بیم ۲
ندونم در سفر یا در حضر بیم ۱
فغان از دست تو ای بیمروت
همین دونم که عمری در به در بیم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:دوبیتی ۱۶۷ - نمیدانم که سرگردان چرایم
گوهر بعدی:دوبیتی ۱۶۹ - بوره یکدم بنالیم و بسوجیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.