خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد و رنج عشق شکایت میکند و بیان میکند که هیچکس از عمق درد و سوزش او آگاه نیست. او خود را مانند بلبلی سوخته در گلشن میداند و تأکید میکند که حتی یک کافر نیز در روزگار او چنین رنجی را تحمل نکرده است.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و رنجهای عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
دوبیتی ۱۳۰ - به دل درد غمت باقی هنوزم
به دل درد غمت باقی هنوزم
کسی واقف نبو از درد و سوزم ۱
نبو یک بلبل سوته به گلشن
به سوز مو نبو کافر به روزم ۲
کسی واقف نبو از درد و سوزم ۱
نبو یک بلبل سوته به گلشن
به سوز مو نبو کافر به روزم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:دوبیتی ۱۲۹ - همه عالم پر از کرد چه سازم
گوهر بعدی:دوبیتی ۱۳۱ - فلک بر هم زدی آخر اساسم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.