خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از دردها و رنجهای بیپایان خود میگوید و اشاره میکند که سوزناکترین درد این است که پس از مرگ، دیگر قادر به دیدن معشوق نخواهد بود.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، اشاره به مرگ و رنجهای عاطفی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
رباعی ۴۵۶ - از جملهٔ دردهای بی درمانم
از جملهٔ دردهای بی درمانم
وز جملهٔ سوز داغ بی پایانم ۱
سوزندهتر آنست که چون مردم چشم
در چشم منی و دیدنت نتوانم ۲
وز جملهٔ سوز داغ بی پایانم ۱
سوزندهتر آنست که چون مردم چشم
در چشم منی و دیدنت نتوانم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۴۵۵ - یک روز بیوفتی تو در میدانم
گوهر بعدی:رباعی ۴۵۷ - زان دم که قرین محنت وافغانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.