خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که وقتی سخن از عاشقی شنید، جان و دل و چشم خود را در غم فرسود. او ابتدا تصور میکرد که عاشق و معشوق دو موجود جداگانه هستند، اما سپس فهمید که هر دو یکی هستند و خودش به دلیل این تصور نادرست، مانند یک فرد احول (کسی که دچار انحراف دید است) بوده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً از سن 16 سالگی به بعد در افراد شکل میگیرد.
رباعی ۴۳۱ - آن دم که حدیث عاشقی بشنودم
آن دم که حدیث عاشقی بشنودم
جان و دل و دیده را به غم فرسودم ۱
میپنداشتم عاشق و معشوق دواند
چون هر دو یکیست من خود احول بودم ۲
جان و دل و دیده را به غم فرسودم ۱
میپنداشتم عاشق و معشوق دواند
چون هر دو یکیست من خود احول بودم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۴۳۰ - گر خلق چنانکه من منم دانندم
گوهر بعدی:رباعی ۴۳۲ - عمری به هوس باد هوی پیمودم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.