خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر درد و اندوه ناشی از جدایی و فراق است. شاعر از دستی که با ناز در موهای معشوق چنگ زده و چشمی که با نگاهش زنگ دل را زدوده، یاد میکند. سپس به بیان رنج خود پس از جدایی میپردازد: چشمی که بیتو به خون گریه میکند و دستی که بیتو سینه را بر سنگ میکوبد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
رباعی ۳۹۳ - دستی که زدی به ناز در زلف تو چنگ
دستی که زدی به ناز در زلف تو چنگ
چشمی که زدیدنت زدل بردی زنگ ۱
آن چشم ببست بی توام دیده به خون
و آن دست بکوفت بی توام سینه به سنگ ۲
چشمی که زدیدنت زدل بردی زنگ ۱
آن چشم ببست بی توام دیده به خون
و آن دست بکوفت بی توام سینه به سنگ ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۳۹۲ - در عشق تو ای نگار پر کینه و جنگ
گوهر بعدی:رباعی ۳۹۴ - پرسید کسی منزل آن مهر گسل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.