خلاصه و ردهبندی سنی
12+
شاعر با شنیدن آواز، یار خود را میشناسد و از غمهایش آگاه است. او سیصد گل سرخ بر رخسار یار خود میبیند و تصمیم میگیرد آنها را بچیند، زیرا این کار را وظیفه خود میداند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و شاعرانه است که برای درک بهتر، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای شعری ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم باشد.
رباعی ۱۰۱ - آواز در آمد بنگر یار منست
آواز در آمد بنگر یار منست
من خود دانم کرا غم کار منست ۱
سیصد گل سرخ بر رخ یار منست
خیزم بچنم که گل چدن کار منست ۲
من خود دانم کرا غم کار منست ۱
سیصد گل سرخ بر رخ یار منست
خیزم بچنم که گل چدن کار منست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۰۰ - نردیست جهان که بردنش باختنست
گوهر بعدی:رباعی ۱۰۲ - تا مهر ابوتراب دمساز منست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.