خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این متن، شاعر از یاری میگوید که عهد دوستی را شکسته و در حال ترک اوست. شاعر دامنش را گرفته و یار به او میگوید که در خواب دوباره او را خواهد دید، گویی فکر میکند که پس از رفتنش، شاعر هنوز میتواند خوابی ببیند.
متن دارای مفاهیم عاطفی و احساسی عمیق مانند جدایی و اندوه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل شعر نیاز به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی دارد.
رباعی ۴۹ - آن یار که عهد دوستداری بشکست
آن یار که عهد دوستداری بشکست
می رفت و منش گرفته دامن در دست ۱
میگفت دگر باره به خوابم بینی
پنداشت که بعد از او مرا خوابی هست! ۲
می رفت و منش گرفته دامن در دست ۱
میگفت دگر باره به خوابم بینی
پنداشت که بعد از او مرا خوابی هست! ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۴۸ - ای دل چو فراقش رگ جان بگشودت
گوهر بعدی:رباعی ۵۰ - از بار گنه شد تن مسکینم پست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.