خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این بیتها از درد فراق و سوختن دل در آتش هجران میگوید. او چنان میسوزد که نه تنها دل خودش، بلکه دل همه (کافر و مسلمان) برایش میسوزد.
محتوا شامل مفاهیم عاطفی عمیق و استعارههای شعری است که درک آنها به بلوغ عاطفی و شناختی نیاز دارد. همچنین، استفاده از واژههایی مانند «کافر» و «مسلمان» ممکن است برای مخاطبان جوانتر نیاز به توضیح داشته باشد.
رباعی ۴۱ - دیشب که دلم ز تاب هجران میسوخت
دیشب که دلم ز تاب هجران میسوخت
اشکم همه در دیدهٔ گریان میسوخت ۱
میسوختم آنچنانکه غیر از دل تو
بر من دل کافر و مسلمان میسوخت ۲
اشکم همه در دیدهٔ گریان میسوخت ۱
میسوختم آنچنانکه غیر از دل تو
بر من دل کافر و مسلمان میسوخت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۴۰ - آنروز که آتش محبت افروخت
گوهر بعدی:رباعی ۴۲ - عشق آمد و گرد فتنه بر جانم بیخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.