خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از معشوق میپرسد که چرا از او دور افتاده است. معشوق پاسخ میدهد که دلیلی دارد و آن این است که شاعر چشم و جان معشوق است، اما کسی نمیتواند جان را ببیند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مفاهیم ارتباط برقرار کنند.
رباعی ۱۳ - پرسیدم ازو واسطهٔ هجران را
پرسیدم ازو واسطهٔ هجران را
گفتا سببی هست بگویم آن را ۱
من چشم توام اگر نبینی چه عجب
من جان توام کسی نبیند جان را ۲
گفتا سببی هست بگویم آن را ۱
من چشم توام اگر نبینی چه عجب
من جان توام کسی نبیند جان را ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۲ - تا چند کشم غصهٔ هر ناکس را
گوهر بعدی:رباعی ۱۴ - از زهد اگر مدد دهی ایمان را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.