خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از رنجها و دردهای شاعر در اثر تیرهای بلا و جور فلک میگوید، اما با امید به یاری یار و لطف پادشاه (محمود) تسلی مییابد. شاعر از بیم هجر و آههای شبانه مینالد، اما در نهایت به قدرت و عدالت پادشاه امیدوار است.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی، استفاده از استعارههای پیچیده و اشاره به رنجهای وجودی که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار است.
غزل
آمد هزار تیر تو بر جسم چاک چاک
یک تیر شد خطا و شدم باعث هلاک ۱
گر یار یاورم بود از آسمان چه بیم
گر دوست مهربان بود از دشمنان چه باک ۲
اشکم ز بیم هجر تو هر روز تا سمک
آهم ز دست خوی تو هر شام تا سماک ۳
بازش مگر حیات دهد لطف شهریار
اکنون که گشت رشحه ز جور فلک هلاک ۴
محمود پادشاه که در روزگار او
از نوک ناوکش شده خفتان چرخ چاک ۵
یک تیر شد خطا و شدم باعث هلاک ۱
گر یار یاورم بود از آسمان چه بیم
گر دوست مهربان بود از دشمنان چه باک ۲
اشکم ز بیم هجر تو هر روز تا سمک
آهم ز دست خوی تو هر شام تا سماک ۳
بازش مگر حیات دهد لطف شهریار
اکنون که گشت رشحه ز جور فلک هلاک ۴
محمود پادشاه که در روزگار او
از نوک ناوکش شده خفتان چرخ چاک ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:مطلع یک غزل
گوهر بعدی:از یک غزل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.