خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

شاعر در این متن از عشق و شیفتگی خود به معشوق می‌گوید و بیان می‌کند که دیدن زلف پریشان او بر بناگوشش، عقل و هوش را از او می‌رباید. او از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر خود سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که توصیف این زیبایی حتی برای بلبل نیز ممکن نیست.

متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و مناسب است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان کم‌سن‌وسال قابل فهم نباشد.

مشاهده کامل

مطلع یک غزل

شب و روز من آن داند که دیده است
پریشان زلف او را بر بناگوش ۱

ندارم عقل در کف ای خوشا دی
ندارم هوش در سر ای خوشا دوش ۲

نگه می‌کردی و می‌بردیم عقل
سخن می‌گفتی و می‌بردیم هوش ۳

عیان روی گل و دامان گلچین
نشاید گفت بلبل را که مخروش ۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:مطلع یک غزل
گوهر بعدی:غزل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.