خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که درد و رنج ناشی از جدایی را با استفاده از تصاویر طبیعی مانند نی، قفس، بلبل، گلشن، بهار و خزان بیان میکند. شاعر از هجران و فراق مینالد و احساسات خود را با عناصر طبیعت مقایسه میکند.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۷۹ - چو نی نالدم استخوان از جدایی
چو نی نالدم استخوان از جدایی
فغان از جدایی فغان از جدایی ۱
قفس به بود بلبلی را که نالد
شب و روز در آشیان از جدایی ۲
دهد یاد از نیک بینی به گلشن
بهار از وصال و خزان از جدایی ۳
چسان من ننالم ز هجران که نالد
زمین از فراق، آسمان از جدایی ۴
به هر شاخ این باغ مرغی سراید
به لحنی دگر داستان از جدایی ۵
چو شمعم به جان آتش افتد به بزمی
که آید سخن در میان از جدایی ۶
کشد آن چه خاشاک از برق سوزان
کشیده است هاتف همان از جدایی ۷
فغان از جدایی فغان از جدایی ۱
قفس به بود بلبلی را که نالد
شب و روز در آشیان از جدایی ۲
دهد یاد از نیک بینی به گلشن
بهار از وصال و خزان از جدایی ۳
چسان من ننالم ز هجران که نالد
زمین از فراق، آسمان از جدایی ۴
به هر شاخ این باغ مرغی سراید
به لحنی دگر داستان از جدایی ۵
چو شمعم به جان آتش افتد به بزمی
که آید سخن در میان از جدایی ۶
کشد آن چه خاشاک از برق سوزان
کشیده است هاتف همان از جدایی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۸ - شکست پیر مغان گر سرم به ساغر می
گوهر بعدی:غزل ۸۰ - روز و شب خون جگر میخورم از درد جدایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.