خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، به زیباییهای مینوشی و رندی میپردازد و از مفاهیمی مانند عشق، روح، حکمت و بصیرت سخن میگوید. شاعر با اشاره به ساغر می و بوی خوش آن، روح را تغذیه شده میداند و از بیبهرگی برخی از حکمت انتقاد میکند. همچنین، شعر به ظهور نور در تاریکی و گذشتن از غم اشاره دارد.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به مینوشی و شراب ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
غزل ۷۸ - شکست پیر مغان گر سرم به ساغر می
شکست پیر مغان گر سرم به ساغر می
عجب مدار که سرها شکسته بر سر می ۱
ستم به ساغر میشد نه بر سر من اگر
شکست بر سر من می فروش ساغر می ۲
غذای روح بود بوی میخوشا رندی
که روح پرورد از بوی روح پرور می ۳
نداشت بهرهای آن بوالفضول از حکمت
که وصف آب خضر کرد در برابر می ۴
نه لعل راست نه یاقوت را نه مرجان را
به چشم اهل بصیرت صفای جوهر می ۵
نماند از شب تاریک غم نشان که دگر
طلوع کرد ز خم آفتاب انور می ۶
چه دید هاتف می کش ندانم از باده
که هر چه داشت به عالم گذاشت بر سر می ۷
عجب مدار که سرها شکسته بر سر می ۱
ستم به ساغر میشد نه بر سر من اگر
شکست بر سر من می فروش ساغر می ۲
غذای روح بود بوی میخوشا رندی
که روح پرورد از بوی روح پرور می ۳
نداشت بهرهای آن بوالفضول از حکمت
که وصف آب خضر کرد در برابر می ۴
نه لعل راست نه یاقوت را نه مرجان را
به چشم اهل بصیرت صفای جوهر می ۵
نماند از شب تاریک غم نشان که دگر
طلوع کرد ز خم آفتاب انور می ۶
چه دید هاتف می کش ندانم از باده
که هر چه داشت به عالم گذاشت بر سر می ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۷ - چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی
گوهر بعدی:غزل ۷۹ - چو نی نالدم استخوان از جدایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.