خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از درد بیدرمان خود میگوید و از زردی چهرهاش به عنوان گواه این درد یاد میکند. او آرزو میکند که حتی اگر به خاک تبدیل شود، گرد وجودش بر دامان معشوق بنشیند. سپس از صبا میخواهد که به گلزار برود و پیامش را به گل برساند، از معشوق میخواهد که به او نگاه کند و بر زردی چهرهاش رحم آورد، و اگر آهش را بشنود، از آه سردش دل بسوزد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و صنایع ادبی پیچیده، فهم آن را برای سنین پایینتر مشکل میکند.
غزل ۶۷ - گواهی دهد چهرهٔ زرد من
گواهی دهد چهرهٔ زرد من
که دردی بود بیدوا درد من ۱
شدم خاک اگر از جفایش مباد
نشیند به دامان او گرد من ۲
به گلزاری من ای صبا چون رسی
بگو با گل ناز پرورد من ۳
که گر یک نظر روی من بنگری
ترحم کنی بر رخ زرد من ۴
وگر یک نفس آه من بشنوی
جگر سوزدت از دم سرد من ۵
که دردی بود بیدوا درد من ۱
شدم خاک اگر از جفایش مباد
نشیند به دامان او گرد من ۲
به گلزاری من ای صبا چون رسی
بگو با گل ناز پرورد من ۳
که گر یک نظر روی من بنگری
ترحم کنی بر رخ زرد من ۴
وگر یک نفس آه من بشنوی
جگر سوزدت از دم سرد من ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۶ - هر شبم نالهٔ زاری است که گفتن نتوان
گوهر بعدی:غزل ۶۸ - بر خاکم اگر پا نهد آن سرو خرامان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.