خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از درد دوری معشوق و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از نالههای شبانه، تاریکی روزها بدون معشوق، و رنجهای پنهان در عشق میگوید. همچنین، از زیبایی و در عین حال دردناک بودن معشوق و عشق به او یاد میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی و زبان شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۶۶ - هر شبم نالهٔ زاری است که گفتن نتوان
هر شبم نالهٔ زاری است که گفتن نتوان
زاری از دوری یاری است که گفتن نتوان ۱
بی مه روی تو ای کوکب تابنده مرا
روز روشن شب تاری است که گفتن نتوان ۲
تو گلی و سر کوی تو گلستان و رقیب
در گلستان تو خاری است که گفتن نتوان ۳
چشم وحشی نگه یار من آهوست ولی
آهوی شیر شکاری است که گفتن نتوان ۴
چون جرس نالد اگر دل ز غمت بیجا نیست
باری از عشق تو باری است که گفتن نتوان ۵
هاتف سوخته را لاله صفت در دل زار
داغی ز لاله عذاری است که گفتن نتوان ۶
زاری از دوری یاری است که گفتن نتوان ۱
بی مه روی تو ای کوکب تابنده مرا
روز روشن شب تاری است که گفتن نتوان ۲
تو گلی و سر کوی تو گلستان و رقیب
در گلستان تو خاری است که گفتن نتوان ۳
چشم وحشی نگه یار من آهوست ولی
آهوی شیر شکاری است که گفتن نتوان ۴
چون جرس نالد اگر دل ز غمت بیجا نیست
باری از عشق تو باری است که گفتن نتوان ۵
هاتف سوخته را لاله صفت در دل زار
داغی ز لاله عذاری است که گفتن نتوان ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۵ - با چشم تو گهی که به رویت نظر کنم
گوهر بعدی:غزل ۶۷ - گواهی دهد چهرهٔ زرد من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.