خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام، جفای معشوق، ناامیدی از رحمت الهی، و انتقاد از صوفیان و مدعیان سخن میگوید. شاعر از بیوفایی معشوق و بیتوجهی او به درد دلش شکایت دارد و همچنین به رفتارهای نادرست صوفیان و مدعیان اشاره میکند.
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و انتقادی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی به صوفیان و مدعیان ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
غزل ۳۲ - کدام عهد نکویان عهد ما بستند
کدام عهد نکویان عهد ما بستند
به عاشقان جفاکش که زود نشکستند ۱
خدا نگیردشان گرچه چارهٔ دل ما
به یک نگاه نکردند و میتوانستند ۲
نخست چون در میخانه بسته شد گفتم
کز آسمان در رحمت به روی ما بستند ۳
مکن به چشم حقارت نظر به درویشان
که بینیاز جهانند اگر تهی دستند ۴
حریف عربدهٔ می کشان نهای ای شیخ
به خانقاه منه پا که صوفیان مستند ۵
غم بتان به همه عمر خوردم و افسوس
که آخر از غمشان مردم و ندانستند ۶
ز جور مدعیان رفت از درت هاتف
غمین مباش گر او رفت دیگران هستند ۷
به عاشقان جفاکش که زود نشکستند ۱
خدا نگیردشان گرچه چارهٔ دل ما
به یک نگاه نکردند و میتوانستند ۲
نخست چون در میخانه بسته شد گفتم
کز آسمان در رحمت به روی ما بستند ۳
مکن به چشم حقارت نظر به درویشان
که بینیاز جهانند اگر تهی دستند ۴
حریف عربدهٔ می کشان نهای ای شیخ
به خانقاه منه پا که صوفیان مستند ۵
غم بتان به همه عمر خوردم و افسوس
که آخر از غمشان مردم و ندانستند ۶
ز جور مدعیان رفت از درت هاتف
غمین مباش گر او رفت دیگران هستند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱ - در پیش بیدلان جان، قدری چنان ندارد
گوهر بعدی:غزل ۳۳ - دل بوی او سحر ز نسیم صبا شنید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.