خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام، رنجهای عاشقانه و جفای معشوق سخن میگوید. شاعر از بسته شدن درهای آسمان به روی خود، رانده شدن از درگاه معشوق و جفای مدعیان شکایت دارد. همچنین به تأثیر زیبایی معشوق اشاره میکند که حتی اهل صومعه را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی از مضامین مانند جفا و رنج عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۹ - بتان نخست چو در دلبری میان بستند
بتان نخست چو در دلبری میان بستند
میان بکشتن یاران مهربان بستند ۱
دعا اثر نکند کز درم تو چون راندی
به روی من همه درهای آسمان بستند ۲
مگر میان بتان روی آن صنم دیدند
که اهل صومعه زنار بر میان بستند ۳
به آشیانه نبستند عندلیبان دل
اگر دو روز در این گلشن آشیان بستند ۴
فغان که مدعیان از جفا برون کردند
مرا ز شهر تو و راه کاروان بستند ۵
رساند کار به جایی جفای گل چینان
که در معاینه بر روی باغبان بستند ۶
جفاکشان سخنان با تو داشتند ولی
چو هاتف از ادب عاشقی زبان بستند ۷
میان بکشتن یاران مهربان بستند ۱
دعا اثر نکند کز درم تو چون راندی
به روی من همه درهای آسمان بستند ۲
مگر میان بتان روی آن صنم دیدند
که اهل صومعه زنار بر میان بستند ۳
به آشیانه نبستند عندلیبان دل
اگر دو روز در این گلشن آشیان بستند ۴
فغان که مدعیان از جفا برون کردند
مرا ز شهر تو و راه کاروان بستند ۵
رساند کار به جایی جفای گل چینان
که در معاینه بر روی باغبان بستند ۶
جفاکشان سخنان با تو داشتند ولی
چو هاتف از ادب عاشقی زبان بستند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸ - بی من و غیر اگر باده خورد نوشش باد
گوهر بعدی:غزل ۳۰ - با حریفان چو نشینی و زنی جامی چند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.