خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از آمدن یار دل‌نشین خود خبر می‌دهد و از قاصد می‌خواهد که این مژده را به او برساند. او از ناله‌ها و فغان‌های بی‌اثر خود در دل یار می‌گوید و از بادی که آشیانه‌اش را ویران کرده، شکایت می‌کند. شاعر همچنین از جدایی و آتش هجران یارش رنج می‌برد و هر شب را در ویرانه‌ای به سر می‌برد.

متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۱۰ - نوید آمدن یار دلستان مرا

نوید آمدن یار دلستان مرا
بیار قاصد و بستان به مژده جان مرا ۱

فغان و ناله کنم صبح و شام و در دل یار
فغان که نیست اثر ناله و فغان مرا ۲

فغان که تا به گلستان شکفت گل، بادی
وزید و زیر و زبر کرد آشیان مرا ۳

مرا جدا ز تو ویرانه‌ای است هر شب جای
که سوخت آتش هجر تو خانمان مرا ۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹ - گل خواهد کرد از گل ما
گوهر بعدی:غزل ۱۱ - به قصد کوی تو بی‌رحم عاشقان ز وطن‌ها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.