خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این متن از ساقی میخواهد که با دادن شراب، شرم و حیا را از بین ببرد و به عشق و شادی بپردازد. او از تشنگی و عشق خود میگوید و از ساقی میخواهد که به او توجه کند و از جفا بپرهیزد.
متن شامل مفاهیمی مانند شراب و میگساری و عشق است که برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نیست.
غزل ۱۷۵ - سوختی در عرق شرم و حیا ای ساقی
سوختی در عرق شرم و حیا ای ساقی
دو سه جامی بکش، از شرم برآ ای ساقی ۱
از می و نقل به یک بوسه قناعت کردیم
رحم کن بر جگر تشنهٔ ما ای ساقی ۲
پنبه را وقت سحر از سر مینا بردار
تابرآید می خورشید لقا ای ساقی ۳
بوسه دادی به لب جام و به دستم دادی
عمر باد و مزهٔ عمر ترا ای ساقی! ۴
دهنم از لب شیرین تو شد تنگ شکر
چون بگویم به دو لب، شکر ترا ای ساقی؟ ۵
شعله بیروغن اگر زنده تواند بودن
طبع بی می نکند نشو و نما ای ساقی ۶
صائب تشنه جگر را که کمین بندهٔ توست
از نظر چند برانی به جفا ای ساقی؟ ۷
دو سه جامی بکش، از شرم برآ ای ساقی ۱
از می و نقل به یک بوسه قناعت کردیم
رحم کن بر جگر تشنهٔ ما ای ساقی ۲
پنبه را وقت سحر از سر مینا بردار
تابرآید می خورشید لقا ای ساقی ۳
بوسه دادی به لب جام و به دستم دادی
عمر باد و مزهٔ عمر ترا ای ساقی! ۴
دهنم از لب شیرین تو شد تنگ شکر
چون بگویم به دو لب، شکر ترا ای ساقی؟ ۵
شعله بیروغن اگر زنده تواند بودن
طبع بی می نکند نشو و نما ای ساقی ۶
صائب تشنه جگر را که کمین بندهٔ توست
از نظر چند برانی به جفا ای ساقی؟ ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۴ - یک روز گل از یاسمن صبح نچیدی
گوهر بعدی:غزل ۱۷۶ - حجاب جسم را از پیش جان بردار ای ساقی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.