خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که از خواننده میخواهد به تأمل در مورد ناپایداری دنیا، خطرات غرور و ثروت، و پیامدهای رفتارهای نادرست بپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر نمادین مانند برگ و بار درخت، نسیم، ماه، و شمشیر ذوالفقار، هشدار میدهد که امنیت و آرامش واقعی تنها با تفکر و احتیاط به دست میآید.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۵۶ - ای دل از پست و بلند روزگار اندیشه کن
ای دل از پست و بلند روزگار اندیشه کن
در برومندی ز قحط برگ و بار اندیشه کن ۱
از نسیمی دفتر ایام برهم میخورد
از ورق گردانی لیل و نهار اندیشه کن ۲
بر لب بام خطر نتوان به خواب امن رفت
ایمنی خواهی، ز اوج اعتبار اندیشه کن ۳
روی در نقصان گذارد ماه چون گردد تمام
چون شود لبریز جامت، از خمار اندیشه کن ۴
بوی خون میآید از آزار دلهای دو نیم
رحم کن بر جان خود، زین ذوالفقار اندیشه کن ۵
گوشهگیری دردسر بسیار دارد در کمین
در محیط پر شر و شور از کنار اندیشه کن ۶
پشه با شب زندهداری خون مردم میخورد
زینهار از زاهد شب زندهدار اندیشه کن ۷
در برومندی ز قحط برگ و بار اندیشه کن ۱
از نسیمی دفتر ایام برهم میخورد
از ورق گردانی لیل و نهار اندیشه کن ۲
بر لب بام خطر نتوان به خواب امن رفت
ایمنی خواهی، ز اوج اعتبار اندیشه کن ۳
روی در نقصان گذارد ماه چون گردد تمام
چون شود لبریز جامت، از خمار اندیشه کن ۴
بوی خون میآید از آزار دلهای دو نیم
رحم کن بر جان خود، زین ذوالفقار اندیشه کن ۵
گوشهگیری دردسر بسیار دارد در کمین
در محیط پر شر و شور از کنار اندیشه کن ۶
پشه با شب زندهداری خون مردم میخورد
زینهار از زاهد شب زندهدار اندیشه کن ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۵ - یا حلقهٔ ارادت ساغر به گوش کن
گوهر بعدی:غزل ۱۵۷ - ز بیعشقی بهار زندگی دامن کشید از من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.