هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر ناامیدی و سرخوردگی شاعر از اشتباهات و تصورات نادرستش در زندگی است. او از غفلت و اشتباه در تشخیص حقایق، مانند پنداشتن دشمنان به دوستان و تصورات نادرست از اهداف زندگی، سخن می‌گوید. شاعر به تلخی زندگی و ناامیدی از آرزوهای بلندپروازانه اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر نیاز به درک و تجربه زندگی دارد که معمولاً در سنین نوجوانی و بزرگسالی قابل درک است. همچنین، موضوعات ناامیدی و سرخوردگی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال سنگین باشد.

غزل ۱۲۸ - ما ز غفلت رهزنان را کاروان پنداشتیم

ما ز غفلت رهزنان را کاروان پنداشتیم
موج ریگ خشک را آب روان پنداشتیم

شهپر پرواز ما خواهد کف افسوس شد
کز غلط بینی قفس را آشیان پنداشتیم

تا ورق برگشت، محضرها به خون ما نوشت
چون قلم آن را که با خود یکزبان پنداشتیم

بس که چون منصور بر ما زندگانی تلخ شد
دار خون آشام را دارالامان پنداشتیم

بیقراری بس که ما را گرم رفتن کرده بود
کعبهٔ مقصود را سنگ نشان پنداشتیم

نشاهٔ سودای ما از بس بلند افتاده بود
هر که سنگی زد به ما، رطل گران پنداشتیم

خون ما را ریخت گردون در لباس دوستی
از سلیمی گرگ را صائب شبان پنداشتیم
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۳۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۷ - ازباد دستی خود، ما میکشان خرابیم
گوهر بعدی:غزل ۱۲۹ - ما اختیار خویش به صهبا گذاشتیم
نظرها و حاشیه ها
ناشناس
۱۴۰۵/۵/۵ ۱۲:۳۶

پوزش من در خوانشِ مصرعِ اول بیت دوم مشکل دارم اگر ممکنه اعراب گذاری کنید سپاس

گوهرین: شَهپَرِ پَروازِ ما خواهَد کَفِ افسوس شُد

ناشناس
۱۴۰۵/۵/۵ ۰۹:۳۲

من الان در بیت دوم مشکل دارم مصرع اول مفهوم نیست

گوهرین: شاعر می‌گوید اکنون که حقیقت را فهمیده‌ایم، تنها چیزی که از توان و آرزوهای بلند ما باقی می‌ماند، حسرت و افسوس است. بال‌هایی که برای پرواز و اوج گرفتن آفریده شده بودند، از شدت پشیمانی بر هم ساییده خواهند شد و به نشانه تأسف به هم خواهند خورد.
علت این حسرت نیز در مصراع دوم بیان می‌شود: ما بر اثر غلط‌بینی، قفس را خانه و آشیانه خود تصور کردیم. یعنی به جای آنکه اسارت را بشناسیم و برای آزادی تلاش کنیم، به زندان خو گرفتیم و آن را محل آسایش خود پنداشتیم.

پیام بیت:
-- بزرگ‌ترین اسارت، زمانی است که انسان زندان خود را آزادی بپندارد.
-- عادت کردن به محدودیت‌ها و ظلم، انسان را از پرواز و رشد بازمی‌دارد.
-- پشیمانی زمانی فرا می‌رسد که انسان دیر متوجه خطای نگاه خود شود.

ناشناس
۱۴۰۵/۵/۵ ۰۹:۳۱

من الان در بیت اول مشکل دارم مصرع اول مفهوم نیست

گوهرین: شاعر می‌گوید از روی غفلت و ناآگاهی، دشمنان و راهزنان را دوست و همراه خود تصور کردیم. کسانی که باید از آنان برحذر می‌بودیم، در نظر ما همانند کاروانی امن و همسفر جلوه کردند.
در مصراع دوم، این معنا را با تصویری زیبا تکمیل می‌کند. در بیابان، گاهی باد روی تپه‌های شنی موج‌هایی پدید می‌آورد که از دور شبیه جریان آب به نظر می‌رسند. ما این موج ریگ خشک را با آب روان اشتباه گرفتیم؛ یعنی حقیقت را از سراب تشخیص ندادیم.

پیام بیت:
-- غفلت، قدرت تشخیص را از انسان می‌گیرد.
-- ظاهر افراد و پدیده‌ها همیشه بیانگر حقیقت نیست.
-- بسیاری از آسیب‌ها نتیجه فریب خوردن از ظاهر امور است، نه قدرت دشمن.

ناشناس
۱۴۰۲/۱۱/۱۶ ۰۳:۳۲

لطفا توضیح بفرمائید چرا اشعار صائب را مثل اشعار سعدی و حافظ شرح و تفسیر نمیکنید؟
گرچه اندکی شعر صائب ساده و بی پیرایه ادبی‌ست اما بسیار دلنشین و فربباست و بعضا برای درک بیشتر نیاز به شرح بیشتریست

گوهرین: با سلام و احترام. سپاس از همراهی شما.
اصولا ما برای آثار هیچکدام از شاعران تفسیر ارائه نمی دهیم، و اگر محتوایی به این شکل وجود دارد توسط کاربران نوشته شده است.