خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از صائب تبریزی به بیان ناامیدی، بی‌اعتباری دنیا و رنج‌های انسان در زندگی می‌پردازد. شاعر از بی‌قدری خود، فریبندگی دنیا مانند سراب، و بی‌فایده بودن ظواهر سخن می‌گوید. همچنین، او از غفلت انسان و تبدیل شدن زندگی به اشک و آه شکایت دارد.

مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، فضای ناامیدانه و انتقادی متن برای سنین پایین مناسب نیست.

مشاهده کامل

غزل ۳ - بی قدر ساخت خود را، نخوت فزود ما را

بی قدر ساخت خود را، نخوت فزود ما را
بر ما و خود ستم کرد، هر کس ستود ما را ۱

چون موجه ی سرابیم، در شوره‌زار عالم
کز بود بهره‌ای نیست، غیر از نمود ما را ۲

آیینه‌های روشن، گوش و زبان نخواهند
از راه چشم باشد، گفت و شنود ما را ۳

خواهد کمان هدف را، پیوسته پای بر جا
زان در نیارد از پا، چرخ کبود ما را ۴

چون خامه ی سبک مغز، از بی حضوری دل
شد بیش روسیاهی، در هر سجود ما را ۵

گر صبح از دل شب، زنگار می‌زداید
چون از سپیدی مو، غفلت فزود ما را؟ ۶

تا داشتیم چون سرو، یک پیرهن درین باغ
از گرم و سرد عالم، پروا نبود ما را ۷

از بخت سبز چون شمع، صائب گلی نچیدیم
در اشک و آه شد صرف، یکسر وجود ما را ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲ - آن چنان کز رفتن گل خار می‌ماند به جا
گوهر بعدی:غزل ۴ - نداد عشق گریبان به دست کس ما را
نظرها و حاشیه ها ۱
۱۴۰۲/۱/۱۴ ۱۶:۱۵

توصیفها و تمثیل های صائب بی نظیر است ظرافت سبک هندی در همه اشعارش بیش از دیگر شعرای سراینده این سبک دیده می شود