خلاصه و ردهبندی سنی
12+
شاعر با همراهی یار خود به بوستان میرود و از بیصبری به گلها نگاه میکند. یارش نزد او میآید و با تعجب میپرسد که چرا به جای نگاه کردن به او، به گلها خیره شدهاست.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که برای درک بهتر آن، مخاطب نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد. همچنین، هیچ محتوای نامناسب برای سنین پایین در آن وجود ندارد.
رباعی ۱۴۲ - با یار به بوستان شدم رهگذری
با یار به بوستان شدم رهگذری
کردم نظری سوی گل از بیصبری ۱
آمد بر من نگار و در گوشم گفت:
رخسار من اینجا و تو در گل نگری؟ ۲
کردم نظری سوی گل از بیصبری ۱
آمد بر من نگار و در گوشم گفت:
رخسار من اینجا و تو در گل نگری؟ ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۴۱ - ای کاش! به سوی وصل راهی بودی
گوهر بعدی:رباعی ۱۴۳ - نی کرده شبی بر سر کویت گذری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.