خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن با دل و جگر خود گفتوگو میکند. دل و جگرش از رنج و آزردگی شکایت میکنند و شاعر از آنها میخواهد که خونش را بریزند، اما پاسخ میشنود که این کار سودی ندارد زیرا کسی که پروردهی آنهاست، اکنون از آنها دور شده است.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمگین است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند رنج و آزردگی نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
رباعی ۱۵ - گفتم: دل من، گفت که: خون کردهٔ ماست
گفتم: دل من، گفت که: خون کردهٔ ماست
گفتم: جگرم، گفت که: آزردهٔ ماست ۱
گفتم که: بریز خون من، گفت برو
کازاد کسی بود که پروردهٔ ماست ۲
گفتم: جگرم، گفت که: آزردهٔ ماست ۱
گفتم که: بریز خون من، گفت برو
کازاد کسی بود که پروردهٔ ماست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۴ - پیری ز خرابات برون آمد مست
گوهر بعدی:رباعی ۱۶ - ماییم که بیمایی ما مایهٔ ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.