خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از دوری معشوق شکایت کرده و بیان میکند که بدون او در عذاب است. او از معشوق میخواهد که به او توجه کند و رهایش سازد. شاعر همچنین از جذابیت و فریبندگی معشوق میگوید و از او میخواهد که دلش را نبرد و به او رحم کند.
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیدهتر، فهم آن را برای سنین پایینتر دشوار میکند.
غزل ۲۸۶ - ای خوشتر از جان، آخر کجایی؟
ای خوشتر از جان، آخر کجایی؟
کی روی خوبت با ما نمایی؟ ۱
بیتو چنانم کز جان به جانم
هر سو دوانم، آخر کجایی؟ ۲
بیمار خود را میپرس گه گه
پیوسته از ما مگزین جدایی ۳
جانا، چه باشد؟ گر در همه عمر
گرد دل ما یک دم برآیی ۴
تا کی ز غمزه دلها کنی خون؟
چند از کرشمه جان را ربایی؟ ۵
چون میبری دل، باری، نگهدار
بیچارهای را چند آزمایی؟ ۶
دربند خویشم، بنگر سوی من
باشد که یابم از خود رهایی ۷
کی روی خوبت با ما نمایی؟ ۱
بیتو چنانم کز جان به جانم
هر سو دوانم، آخر کجایی؟ ۲
بیمار خود را میپرس گه گه
پیوسته از ما مگزین جدایی ۳
جانا، چه باشد؟ گر در همه عمر
گرد دل ما یک دم برآیی ۴
تا کی ز غمزه دلها کنی خون؟
چند از کرشمه جان را ربایی؟ ۵
چون میبری دل، باری، نگهدار
بیچارهای را چند آزمایی؟ ۶
دربند خویشم، بنگر سوی من
باشد که یابم از خود رهایی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۵ - بیا، تا بیدلان را زار بینی
گوهر بعدی:غزل ۲۸۷ - ای ربوده دلم به رعنایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.