خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به بیان درد و رنج انسان در زندگی میپردازد و از خداوند طلب کمک و رحمت میکند. شاعر از بیدلی، سرگشتگی، و غمهای خود میگوید و آرزو میکند که خداوند با رحمت خود او را نجات دهد و دردهایش را درمان کند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با مضامین درد، رنج، و طلب کمک از خداوند ارتباط برقرار کنند.
غزل ۲۸۳ - کی بود کین درد را درمان کنی؟
کی بود کین درد را درمان کنی؟
کی بود کین رنج را آسان کنی؟ ۱
کی بسازی چارهٔ بیچارهای؟
بیدلی را کی دوای جان کنی؟ ۲
کی برون آیی ز پرده آشکار؟
چند روی خوب را پنهان کنی؟ ۳
چند رو گردانی از سرگشتهای؟
عاجزی را چند سرگردان کنی؟ ۴
در بیابان غمم، وقت این دم است
کابر رحمت بر سرم باران کنی ۵
بسکه غم خوردم ز جان سیر آمدم
چند بر خوان غمم مهمان کنی؟ ۶
دود سوز من گذشت از آسمان
تا کیم در بوتهٔ هجران کنی؟ ۷
همچو ابراهیم از لطفت سزد
کز میان آتشم بستان کنی ۸
چون عراقی سر نهاده در برت
هم سزد گر درد او درمان کنی ۹
کی بود کین رنج را آسان کنی؟ ۱
کی بسازی چارهٔ بیچارهای؟
بیدلی را کی دوای جان کنی؟ ۲
کی برون آیی ز پرده آشکار؟
چند روی خوب را پنهان کنی؟ ۳
چند رو گردانی از سرگشتهای؟
عاجزی را چند سرگردان کنی؟ ۴
در بیابان غمم، وقت این دم است
کابر رحمت بر سرم باران کنی ۵
بسکه غم خوردم ز جان سیر آمدم
چند بر خوان غمم مهمان کنی؟ ۶
دود سوز من گذشت از آسمان
تا کیم در بوتهٔ هجران کنی؟ ۷
همچو ابراهیم از لطفت سزد
کز میان آتشم بستان کنی ۸
چون عراقی سر نهاده در برت
هم سزد گر درد او درمان کنی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۲ - سر عشقت کس تواند گفت؟ نی
گوهر بعدی:غزل ۲۸۴ - نگویی باز: کای غم خوار چونی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.