خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عراقی، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است. او از عشقهای گذرا ابراز نارضایتی میکند و زیبایی معشوق را بینظیر میداند. شاعر از روزهای خوش گذشته و انتظار وصال معشوق میگوید و از او میخواهد که پرده را کنار بزند تا امیدواریها زنده بماند. در نهایت، او از انتظار کشیدن برای وصال سخن میگوید و آرزو میکند که معشوق خود را نشان دهد تا زیباییاش را ببیند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند انتظار و فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
غزل ۲۵۷ - تا چند عشق بازیم بر روی هر نگاری؟
تا چند عشق بازیم بر روی هر نگاری؟
چون میشویم عاشق بر چهرهٔ تو باری ۱
از گلبن جمالت خاری است حسن خوبان
مسکین کسی کزان گل قانع شود به خاری! ۲
خواهی که همچو زلفت عالم بهم بر آید؟ژ
بنمای عاشقان را از طرهٔ تو تاری ۳
آن خوشدلی کجا شد؟ وان دور کو که ما را
دیدار مینمودی، هر روز یک دو باری؟ ۴
ما را ز هم جدا کرد ایام ورنه ما را
با دولت وصالت خوش بود روزگاری ۵
در پرده چند باشی؟ برگیر برقع از روی
تا روی تو ببیند یک دم امیدواری ۶
در انتظار وصلت جانم رسید بر لب
از وصل تو چه حاصل، ما را جز انتظاری؟ ۷
جام جهان نمایت بنمای، تا عراقی
اندر رخت ببیند رخسار هر نگاری ۸
چون میشویم عاشق بر چهرهٔ تو باری ۱
از گلبن جمالت خاری است حسن خوبان
مسکین کسی کزان گل قانع شود به خاری! ۲
خواهی که همچو زلفت عالم بهم بر آید؟ژ
بنمای عاشقان را از طرهٔ تو تاری ۳
آن خوشدلی کجا شد؟ وان دور کو که ما را
دیدار مینمودی، هر روز یک دو باری؟ ۴
ما را ز هم جدا کرد ایام ورنه ما را
با دولت وصالت خوش بود روزگاری ۵
در پرده چند باشی؟ برگیر برقع از روی
تا روی تو ببیند یک دم امیدواری ۶
در انتظار وصلت جانم رسید بر لب
از وصل تو چه حاصل، ما را جز انتظاری؟ ۷
جام جهان نمایت بنمای، تا عراقی
اندر رخت ببیند رخسار هر نگاری ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۶ - ای دل، بنشین چو سوکواری
گوهر بعدی:غزل ۲۵۸ - نگارا، کی بود کامیدواری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.