خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن یک شعر عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و جدایی سخن میگوید و به دنبال پاسخ به سوالاتی درباره معشوق و جایگاه او در زندگی خود است. شاعر از درد فراق و بیتوجهی معشوق شکایت میکند و در عین حال، به ستایش او میپردازد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به تفسیر و درک بیشتری دارند که مناسب سنین بالاتر است.
غزل ۲۴۷ - ای به تو زنده جسم و جان، مونس جان کیستی؟
ای به تو زنده جسم و جان، مونس جان کیستی؟
شیفتهٔ تو انس و جان، انس روان کیستی؟ ۱
مهر ز من گسستهای، با دگری نشستهای
رنج ز من شکستهای، راحت جان کیستی؟ ۲
چون ز من جدا نهای، چیست که آشنا نهای؟
یک دم از آن ما نهای، آخر از آن کیستی؟ ۳
نز تو به من رسد اثر، نه به رخت کنم نظر
از تو دو کون بیخبر، پس تو عیان کیستی؟ ۴
صید دلم به دام تو، توسن چرخ رام تو
ای دو جهان غلام تو، جان و جهان کیستی؟ ۵
یافتمی به روز و شب از لب لعل تو رطب
هیچ ندانم از دو لب شهد فشان کیستی؟ ۶
بر سر کویت چون سگان هر سحری کنم فغان
هیچ نگویی: ای فلان، تو ز سگان کیستی؟ ۷
شیفتهٔ تو انس و جان، انس روان کیستی؟ ۱
مهر ز من گسستهای، با دگری نشستهای
رنج ز من شکستهای، راحت جان کیستی؟ ۲
چون ز من جدا نهای، چیست که آشنا نهای؟
یک دم از آن ما نهای، آخر از آن کیستی؟ ۳
نز تو به من رسد اثر، نه به رخت کنم نظر
از تو دو کون بیخبر، پس تو عیان کیستی؟ ۴
صید دلم به دام تو، توسن چرخ رام تو
ای دو جهان غلام تو، جان و جهان کیستی؟ ۵
یافتمی به روز و شب از لب لعل تو رطب
هیچ ندانم از دو لب شهد فشان کیستی؟ ۶
بر سر کویت چون سگان هر سحری کنم فغان
هیچ نگویی: ای فلان، تو ز سگان کیستی؟ ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۶ - نگارا، گر چه از ما برشکستی
گوهر بعدی:غزل ۲۴۸ - پیش ازینم خوشترک میداشتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.