خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر یک نالهٔ عاشقانه است که در آن شاعر از درد فراق و رنج عشق شکایت میکند و از معشوق میخواهد که به او نظری کند تا آرامش یابد. شاعر از غم و محنتی که متحمل شده سخن میگوید و از معشوق طلب مرهم و توجه مینماید.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
غزل ۲۴۴ - در کار من درهم آخر نظری فرمای
در کار من درهم آخر نظری فرمای
بر حال من پر غم آخر نظری فرمای ۱
بر خوان جگر خواری وز دست غمت زاری
نابوده دمی خرم، آخر نظری فرمای ۲
تا کی بود این محنت؟ تا چند کشم زحمت؟
مردم ز غمت یک دم، آخر نظری فرمای ۳
خون جگرم خوردی، جانم به لب آوردی
تا کی دهی، ای جان، دم، آخر نظری فرمای ۴
بس جان و دل مرده کز بوی تو شد زنده
بر نه به دلم مرهم، آخر نظری فرمای ۵
در کار من بیدل، نابوده به کام دل
یک لحظه درین عالم، آخر نظری فرمای ۶
گر زانکه عراقی نیست شایستهٔ زار تو
چون هست دلش محرم، آخر نظری فرمای ۷
بر حال من پر غم آخر نظری فرمای ۱
بر خوان جگر خواری وز دست غمت زاری
نابوده دمی خرم، آخر نظری فرمای ۲
تا کی بود این محنت؟ تا چند کشم زحمت؟
مردم ز غمت یک دم، آخر نظری فرمای ۳
خون جگرم خوردی، جانم به لب آوردی
تا کی دهی، ای جان، دم، آخر نظری فرمای ۴
بس جان و دل مرده کز بوی تو شد زنده
بر نه به دلم مرهم، آخر نظری فرمای ۵
در کار من بیدل، نابوده به کام دل
یک لحظه درین عالم، آخر نظری فرمای ۶
گر زانکه عراقی نیست شایستهٔ زار تو
چون هست دلش محرم، آخر نظری فرمای ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۳ - ای یار، مکن، بر من بییار ببخشای
گوهر بعدی:غزل ۲۴۵ - ای دوست الغیاث! که جانم بسوختی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.