خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از یار خود میخواهد که بر او رحم کند و به حالش نظر کند. او از دوری و فراق یارش رنج میبرد و دلشده و بیمار است. شاعر امیدوار است که این بار یارش به او توجه کند و مانند گذشته او را نرنجاند. او از وضعیت ناامیدکننده خود میگوید و از یارش میخواهد که او را خجل و خوار نگذارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و مفاهیم شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۲۴۳ - ای یار، مکن، بر من بییار ببخشای
ای یار، مکن، بر من بییار ببخشای
جانم به لب آمد ز تو، زنهار ببخشای ۱
در کار من غمزده ای دوست نظر کن
بر جان من دلشده ای یار، ببخشای ۲
زان پیش که از حسرت روی تو بمیرم
بس دور بماندم ز تو بیمار، ببخشای ۳
اینک به امیدی به درت آمدهام باز
این بار مکن همچو دگربار، ببخشای ۴
مرغ دل من بیپر و بیبال بمانده است
در دام فراق تو نگونسار، ببخشای ۵
آن رفت که آمد ز من دلشده کاری
اکنون که فرو ماندهام از کار، ببخشای ۶
از کرد عراقی خجل و خوار بماندم
مگذار چنینم خجل و خوار، ببخشای ۷
جانم به لب آمد ز تو، زنهار ببخشای ۱
در کار من غمزده ای دوست نظر کن
بر جان من دلشده ای یار، ببخشای ۲
زان پیش که از حسرت روی تو بمیرم
بس دور بماندم ز تو بیمار، ببخشای ۳
اینک به امیدی به درت آمدهام باز
این بار مکن همچو دگربار، ببخشای ۴
مرغ دل من بیپر و بیبال بمانده است
در دام فراق تو نگونسار، ببخشای ۵
آن رفت که آمد ز من دلشده کاری
اکنون که فرو ماندهام از کار، ببخشای ۶
از کرد عراقی خجل و خوار بماندم
مگذار چنینم خجل و خوار، ببخشای ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۲ - تا زخوبی دل ز من بربودهای
گوهر بعدی:غزل ۲۴۴ - در کار من درهم آخر نظری فرمای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.