خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد و رنج خود میگوید و از مخاطب میخواهد که به جای تلاش برای درمان او، تنها به دردش گوش دهد. او از جفا و دشنام گریزان است و خواهان عفو و بخشش در صورت خطا است. شعار تاکید میکند که ترجیح میدهد با درد فراق زندگی کند تا اینکه درمانی تحمیلی بر او تحمیل شود.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و درد فراق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند 'تیغ غم' و 'ریختن خون' ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۲۱۷ - تا توانی هیچ درمانم مکن
تا توانی هیچ درمانم مکن
هیچ گونه چارهٔ جانم مکن ۱
رنج من میبین و فریادم مرس
درد من میبین و درمانم مکن ۲
جز به دشنام و جفا نامم مبر
جز به درد و غصه فرمانم مکن ۳
گر نخواهی کشتنم از تیغ غم
مبتلای درد هجرانم مکن ۴
ور بر آن عزمی که ریزی خون من
جز به تیغ خویش قربانم مکن ۵
از من مسکین به هر جرمی مرنج
پس به هر جرمی مرنجانم، مکن ۶
گر گناهی کردم از من عفو کن
ور خطایی رفت تاوانم مکن ۷
تا عراقی ماند در درد فراق
درد با من گوی و درمانم مکن ۸
هیچ گونه چارهٔ جانم مکن ۱
رنج من میبین و فریادم مرس
درد من میبین و درمانم مکن ۲
جز به دشنام و جفا نامم مبر
جز به درد و غصه فرمانم مکن ۳
گر نخواهی کشتنم از تیغ غم
مبتلای درد هجرانم مکن ۴
ور بر آن عزمی که ریزی خون من
جز به تیغ خویش قربانم مکن ۵
از من مسکین به هر جرمی مرنج
پس به هر جرمی مرنجانم، مکن ۶
گر گناهی کردم از من عفو کن
ور خطایی رفت تاوانم مکن ۷
تا عراقی ماند در درد فراق
درد با من گوی و درمانم مکن ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۶ - سهل گفتی به ترک جان گفتن
گوهر بعدی:غزل ۲۱۸ - ماهرویا، رخ ز من پنهان مکن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.