خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از خودپسندی و جستجوی مدح دیگران انتقاد میکند و از رنجهای عشق و ناکامیهای خود میگوید. او از یاری که او را به دشمنان سپرده شکایت دارد و آرزو میکند که بتواند از این وضعیت رهایی یابد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنج عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۲۰۵ - تا کی همه مدح خویش گوییم؟
تا کی همه مدح خویش گوییم؟
تا چند مراد خویش جوییم؟ ۱
بر خیره قصیده چند خوانیم؟
بیهوده فسانه چند گوییم؟ ۲
ای دیده بیا، که خون بگرییم
وی بخت، بیا، که خوش بموییم ۳
ما را چو به کام دشمنان کرد
آن یار که دوستدار اوییم ۴
نگذاشت که با سگان کویش
گرد سر کوی او بپوییم ۵
دانم که روا ندارد آن خود
کز باغ رخش گلی ببوییم ۶
زین به نبود، کز آب دیده
خیزیم و گلیم خود بشوییم؟ ۷
گردی است به راه در، عراقی
آن گرد ز راه خود بروبیم ۸
تا چند مراد خویش جوییم؟ ۱
بر خیره قصیده چند خوانیم؟
بیهوده فسانه چند گوییم؟ ۲
ای دیده بیا، که خون بگرییم
وی بخت، بیا، که خوش بموییم ۳
ما را چو به کام دشمنان کرد
آن یار که دوستدار اوییم ۴
نگذاشت که با سگان کویش
گرد سر کوی او بپوییم ۵
دانم که روا ندارد آن خود
کز باغ رخش گلی ببوییم ۶
زین به نبود، کز آب دیده
خیزیم و گلیم خود بشوییم؟ ۷
گردی است به راه در، عراقی
آن گرد ز راه خود بروبیم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۴ - بیا، ای دیده، تا یک دم بگرییم
گوهر بعدی:غزل ۲۰۶ - شهری است بزرگ و ما دروییم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.