خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق عمیق خود به معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که بدون او هیچ آرامش، لطف و درمانی در زندگی نمی‌بیند. او از معشوق می‌خواهد که با لطف خود به دادش برسد و او را از این حالت نجات دهد.

محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات شدید است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک ممکن است برای گروه‌های سنی پایین دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۸۵ - مرا جز عشق تو جانی نمی‌بینم نمی‌بینم

مرا جز عشق تو جانی نمی‌بینم نمی‌بینم
دلم را جز تو جانانی نمی‌بینم نمی‌بینم ۱

ز خود صبری و آرامی نمی‌یابم نمی‌یابم
ز تو لطفی و احسانی نمی‌بینم نمی‌بینم ۲

ز روی لطف بنما رو، که دردی را که من دارم
بجز روی تو درمانی نمی‌بینم نمی‌بینم ۳

بیا، گر خواهیم دیدن که دور از روی خوب تو
بقای خویش چندانی نمی‌بینم نمی‌بینم ۴

بگیر، ای یار، دست من، که در گردابی افتادم
که آن را هیچ پایانی نمی‌بینم نمی‌بینم ۵

ز راه لطف و دلداری، بیا، سامان کارم کن
که خود را بی تو سامانی نمی‌بینم نمی‌بینم ۶

عراقی را به درگاهت رهی بنما، که در عالم
چو او سرگشته حیرانی نمی‌بینم نمی‌بینم ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۴ - نیست کاری به آنم و اینم
گوهر بعدی:غزل ۱۸۶ - بر در یار من سحر مست و خراب می‌روم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.