خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از روزگار ناخوشایند خود و فراق از معشوق شکایت میکند. او از بیمهری معشوق و تبدیل شدن روزگارش به کام دشمنان مینالد و احساس تنهایی و بیپناهی میکند. در نهایت، شاعر به عراقی توصیه میکند که دامن غم را بگیرد و خوش باشد، چرا که در این اندوه با او همراه است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه، اندوه و تنهایی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها جذاب نباشد.
غزل ۱۷۳ - چه خوش بودی، دریغا، روزگارم؟
چه خوش بودی، دریغا، روزگارم؟
اگر در من نگه کردی نگارم ۱
بدیدی گر فراقش چونم آخر
بپرسیدی دمی حال فگارم ۲
نکرد آن دوست از من یاد روزی
به کام دشمنان شد روزگارم ۳
چرا خواهد به کام دشمنانم
چو میداند که او را دوست دارم؟ ۴
عزیزی بودم اول بر در او
عزیزان، بنگرید: آخر چه خوارم؟ ۵
فرو شد روز من بیمهر رویش
چو شب تیره شده است این روزگارم ۶
نه دلداری که باشد مونس دل
نه غمخواری که باشد غمگسارم ۷
نمیدانم که دامان که گیرم؟
که تا از جیب محنت سر برآرم ۸
عراقی، دامن غم گیر و خوش باش
که هم با تو درین تیمار یارم ۹
اگر در من نگه کردی نگارم ۱
بدیدی گر فراقش چونم آخر
بپرسیدی دمی حال فگارم ۲
نکرد آن دوست از من یاد روزی
به کام دشمنان شد روزگارم ۳
چرا خواهد به کام دشمنانم
چو میداند که او را دوست دارم؟ ۴
عزیزی بودم اول بر در او
عزیزان، بنگرید: آخر چه خوارم؟ ۵
فرو شد روز من بیمهر رویش
چو شب تیره شده است این روزگارم ۶
نه دلداری که باشد مونس دل
نه غمخواری که باشد غمگسارم ۷
نمیدانم که دامان که گیرم؟
که تا از جیب محنت سر برآرم ۸
عراقی، دامن غم گیر و خوش باش
که هم با تو درین تیمار یارم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۲ - چه خوش بودی، دریغا، روزگارم؟
گوهر بعدی:غزل ۱۷۴ - بر من نظری کن، که منت عاشق زارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.