خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن از درد عشق و جدایی از معشوق بیوفا مینالد و از روزگار سخت و درویشی خود شکایت میکند. با این حال، در پایان به لطف خداوند امیدوار است و اعتقاد دارد که عاقبت کارش نیکو خواهد شد.
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، بیان احساسات عمیق و مفاهیم انتزاعی مانند درویشی و امید به لطف الهی، مناسب سنین بالاتر میباشد.
غزل ۱۵۷ - باز در دام بلا افتادهام
باز در دام بلا افتادهام
باز در چنگ عنا افتادهام ۱
این همه غم زان سوی من رو نهاد
کز رخ دلبر جدا افتادهام ۲
یاد ناورد آن نگار بیوفا
از من بیچاره، تا افتادهام ۳
دست من نگرفت روزی از کرم
تا ز دست او ز پا افتادهام ۴
ننگ میدارد ز درویشی من
چون کنم؟ چون بینوا افتادهام ۵
بر درش گر مفلسان را بار نیست
پس من مسکین چرا افتادهام؟ ۶
هم نیم نومید از درگاه او
گرچه درویش و گدا افتادهام ۷
عاقبت نیکو شود کارم، چو من
بر سر کوی رجا افتادهام ۸
هان! عراقی، غم مخور، کز بهر تو
بر در لطف خدا افتادهام ۹
باز در چنگ عنا افتادهام ۱
این همه غم زان سوی من رو نهاد
کز رخ دلبر جدا افتادهام ۲
یاد ناورد آن نگار بیوفا
از من بیچاره، تا افتادهام ۳
دست من نگرفت روزی از کرم
تا ز دست او ز پا افتادهام ۴
ننگ میدارد ز درویشی من
چون کنم؟ چون بینوا افتادهام ۵
بر درش گر مفلسان را بار نیست
پس من مسکین چرا افتادهام؟ ۶
هم نیم نومید از درگاه او
گرچه درویش و گدا افتادهام ۷
عاقبت نیکو شود کارم، چو من
بر سر کوی رجا افتادهام ۸
هان! عراقی، غم مخور، کز بهر تو
بر در لطف خدا افتادهام ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۶ - از دل و جان عاشق زار توام
گوهر بعدی:غزل ۱۵۸ - ایندم منم که بیدل و بییار ماندهام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.