خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق و ارادت شاعر به معشوق است. شاعر از شکستهدلانی میگوید که با وجود رنجهای عشق، به خدمت معشوق مشغولاند و از وصل او بهرهمند شدهاند. همچنین، اشارهای به زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر عاشقان دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارد.
غزل ۱۰۰ - اگر شکسته دلانت هزار جان دارند
اگر شکسته دلانت هزار جان دارند
به خدمت تو کمر بسته بر میان دارند ۱
شدند حلقه به گوش تو را چو حلقه به گوش
چه خوش دلند که مثل تو دلستان دارند ۲
کسان که وصل تو یک دم به نقد یافتهاند
از ین طلب طرب و عیش جاودان دارند ۳
چو بگذری به تعجب تو ماهروی به راه
چو ماه ماهرخان دست بر دهان دارند ۴
خرد از آن ز ره زلف تو پناه گرفت
که چشم و ابروی تو تیر در کمان دارند ۵
مجاهدان رهت تا عنایت تو بود
چه بیم و باک به عالم ازین و آن دارند؟ ۶
ز آب دیده و تاب دل است غمازی
وگرنه راز تو بیچارگان نهان دارند ۷
غلام غمزهٔ بیمارتم که از هوسش
چه تندرستان خود را ناتوان دارند؟ ۸
اگر کسی به شکایت بود ز دلبر خویش
ز تو عراقی و دل شکر بیکران دارند ۹
به خدمت تو کمر بسته بر میان دارند ۱
شدند حلقه به گوش تو را چو حلقه به گوش
چه خوش دلند که مثل تو دلستان دارند ۲
کسان که وصل تو یک دم به نقد یافتهاند
از ین طلب طرب و عیش جاودان دارند ۳
چو بگذری به تعجب تو ماهروی به راه
چو ماه ماهرخان دست بر دهان دارند ۴
خرد از آن ز ره زلف تو پناه گرفت
که چشم و ابروی تو تیر در کمان دارند ۵
مجاهدان رهت تا عنایت تو بود
چه بیم و باک به عالم ازین و آن دارند؟ ۶
ز آب دیده و تاب دل است غمازی
وگرنه راز تو بیچارگان نهان دارند ۷
غلام غمزهٔ بیمارتم که از هوسش
چه تندرستان خود را ناتوان دارند؟ ۸
اگر کسی به شکایت بود ز دلبر خویش
ز تو عراقی و دل شکر بیکران دارند ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۹ - نگارا، جسمت از جان آفریدند
گوهر بعدی:غزل ۱۰۱ - چو چشم مست تو آغاز کبر و ناز کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.