خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن یک شعر عاشقانه است که در آن شاعر به توصیف معشوق و جمال او می‌پردازد. او از زیبایی‌های معشوق مانند زلف، جمال، و عارضه‌اش سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که این زیبایی‌ها چنان خارق‌العاده هستند که گویی از عناصر الهی آفریده شده‌اند. شاعر همچنین از عشق و درد ناشی از آن سخن می‌گوید و خود را فدای معشوق می‌کند.

این متن دارای مضامین عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'کفر' و 'ایمان' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.

مشاهده کامل

غزل ۹۹ - نگارا، جسمت از جان آفریدند

نگارا، جسمت از جان آفریدند
ز کفر زلفت ایمان آفریدند ۱

جمال یوسف مصری شنیدی؟
تو را خوبی دو چندان آفریدند ۲

ز باغ عارضت یک گل بچیدند
بهشت جاودان زان آفریدند ۳

غباری از سر کوی تو برخاست
وزان خاک آب حیوان آفریدند ۴

غمت خون دل صاحبدلان ریخت
وزان خون لعل و مرجان آفریدند ۵

سراپایم فدایت باد و جان هم
که سر تا پایت را جان آفریدند ۶

ندانم با تو یک دم چون توان بود؟
که صد دیوت نگهبان آفریدند ۷

دمادم چند نوشم درد دردت؟
مرا خود مست و حیران آفریدند ۸

ز عشق تو عراقی را دمی هست
کزان دم روی انسان آفریدند ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۸ - نخستین باده کاندر جام کردند
گوهر بعدی:غزل ۱۰۰ - اگر شکسته دلانت هزار جان دارند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.