خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر از عراقی دعوتی شاعرانه به بهار و شادی است، با تأکید بر گذرا بودن زمان و فرصتها. شاعر از معشوق میخواهد که از لطف او بهرهمند شود و غم را از دل بزداید. همچنین، اشارهای به عشق و وصال دارد و حالتی عاشقانه و احساسی را به تصویر میکشد.
مفاهیم عاشقانه و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و احساسی دارند.
غزل ۷۰ - بیا بیا، که نسیم بهار میگذرد
بیا بیا، که نسیم بهار میگذرد
بیا، که گل ز رخت شرمسار میگذرد ۱
بیا، که وقت بهار است و موسم شادی
مدار منتظرم، وقت کار میگذرد ۲
ز راه لطف به صحرا خرام یک نفسی
که عیش تازه کنم، چون بهار میگذرد ۳
نسیم لطف تو از کوی میبرد هر دم
غمی که بر دل این جان فگار میگذرد ۴
ز جام وصل تو ناخورده جرعهای دل من
ز بزم عیش تو در سر خمار میگذرد ۵
سحرگهی که به کوی دلم گذر کردی
به دیده گفت دلم: کان شکار میگذرد ۶
چو دیده کرد نظر صدهزار عاشق دید
که نعره میزد هر یک که: یار میگذرد ۷
به گوش جان عراقی رسید آن زاری
از آن ز کوی تو زار و نزار میگذرد ۸
بیا، که گل ز رخت شرمسار میگذرد ۱
بیا، که وقت بهار است و موسم شادی
مدار منتظرم، وقت کار میگذرد ۲
ز راه لطف به صحرا خرام یک نفسی
که عیش تازه کنم، چون بهار میگذرد ۳
نسیم لطف تو از کوی میبرد هر دم
غمی که بر دل این جان فگار میگذرد ۴
ز جام وصل تو ناخورده جرعهای دل من
ز بزم عیش تو در سر خمار میگذرد ۵
سحرگهی که به کوی دلم گذر کردی
به دیده گفت دلم: کان شکار میگذرد ۶
چو دیده کرد نظر صدهزار عاشق دید
که نعره میزد هر یک که: یار میگذرد ۷
به گوش جان عراقی رسید آن زاری
از آن ز کوی تو زار و نزار میگذرد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۹ - تا کی کشم جفای تو؟ این نیز بگذرد
گوهر بعدی:غزل ۷۱ - بیا، که عمر من خاکسار میگذرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.