خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه، درد و رنج عاشق را از بیتوجهی معشوق و رقیبان بیان میکند. شاعر از دلشکستگی، بیوفایی معشوق، و نادیده گرفته شدن توسط یار مینالد و به تلخی عشق اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عشق و رنج عاشقانه، همراه با اشارات به درد و اندوه، ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد یا احساسات منفی را در آنها برانگیزد. این متن برای کسانی مناسب است که توانایی تحلیل احساسات پیچیده را دارند.
غزل ۶۳ - خرم تن آن کس که دل ریش ندارد
خرم تن آن کس که دل ریش ندارد
و اندیشهٔ یار ستماندیش ندارد ۱
گویند رقیبان که ندارد سر تو یار
سلطان چه عجب گر سر درویش ندارد؟ ۲
او را چه خبر از من و از حال دل من
کو دیدهٔ پر خون و دل ریش ندارد ۳
این طرفه که او من شد و من او وز من یار
بیگانه چنان شد که سر خویش ندارد ۴
هان، ای دل خونخوار، سر محنت خود گیر
کان یار سر صحبت ما بیش ندارد ۵
معشوق چو شمشیر جفا بر کشد، از خشم
عاشق چه کند گر سر خود پیش ندارد؟ ۶
بیچاره دل ریش عراقی که همیشه
از نوش لبان، بهره به جز نیش ندارد ۷
و اندیشهٔ یار ستماندیش ندارد ۱
گویند رقیبان که ندارد سر تو یار
سلطان چه عجب گر سر درویش ندارد؟ ۲
او را چه خبر از من و از حال دل من
کو دیدهٔ پر خون و دل ریش ندارد ۳
این طرفه که او من شد و من او وز من یار
بیگانه چنان شد که سر خویش ندارد ۴
هان، ای دل خونخوار، سر محنت خود گیر
کان یار سر صحبت ما بیش ندارد ۵
معشوق چو شمشیر جفا بر کشد، از خشم
عاشق چه کند گر سر خود پیش ندارد؟ ۶
بیچاره دل ریش عراقی که همیشه
از نوش لبان، بهره به جز نیش ندارد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۲ - با درد خستگانت درمان چه کار دارد؟
گوهر بعدی:غزل ۶۴ - بیا، کاین دل سر هجران ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.