خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از عراقی به موضوع عشق و مستی معنوی می‌پردازد و تأثیرات عمیق عشق را بر دل و جان انسان توصیف می‌کند. شاعر بیان می‌کند که هر کس جرعه‌ای از این عشق نوشیده، دین و خرد را فراموش کرده و در راه عشق فنا شده است. همچنین، اشاره می‌کند که عشق واقعی باعث رهایی از خود و رسیدن به حقیقت می‌شود.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات به مستی و فنا ممکن است نیاز به درک بالاتری از ادبیات عرفانی داشته باشد.

مشاهده کامل

غزل ۴۴ - هر که را جام می به دست افتاد

هر که را جام می به دست افتاد
رند و قلاش و می‌پرست افتاد ۱

دل و دین و خرد زدست بداد
هر که را جرعه‌ای به دست افتاد ۲

چشم میگون یار هر که بدید
ناچشیده شراب، مست افتاد ۳

وانکه دل بست در سر زلفش
ماهی‌آسا، میان شست افتاد ۴

لشکر عشق باز بیرون تاخت
قلب عشاق را شکست افتاد ۵

عاشقی کز سر جهان برخاست
زود با دوستش نشست افتاد ۶

هر که پا بر سر جهان ننهاد
همت او عظیم پست افتاد ۷

سر جان و جهان ندارد آنک:
در سرش بادهٔ الست افتاد ۸

وآنکه از دست خود خلاص نیافت
در ره عشق پای‌بست افتاد ۹

هان، عراقی، ببر ز هستی خویش
نیستی بهره‌ات ز هست افتاد ۱۰
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۱۰ ۵۹۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۳ - کی از تو جان غمگینی شود شاد؟
گوهر بعدی:غزل ۴۵ - باز دل از در تو دور افتاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.